close
تبلیغات در اینترنت
سرشماری

مامور سرشماری: سلام. مادر جان میشه لطفا بیای دم در؟

سلام پسرم - بفرما؟

از سرشماری مزاحم می شم

مادر تو این خونه چند نفرید؟ اگه می شه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون

مادر لای در رو بیشتر باز کرد و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت...

چشماش پر شد از اشک و گفت : پسرم قربونت برم میشه مارو فردا بنویسی ؟؟

مادر چرا؟ مگه فردا می خواید بیشتر بشید؟!! برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم

آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته شاید فردا برگرده.. بشیم دو نفر

سرشمار سری انداخت پایین و رفت

مغازه دار می گفت الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون کلید خونشون رو میده به من و می گه: آقا مرتضی اگه پسرم اومد کلید رو بده بهش بره تو

چایی هم رو سماور حاضره... آخه خستس باید استراحت کنه




درباره : سایر مطالب ,
برچسب ها :مادر شهید ,شهید ,مفقودالاثر ,جبهه ,انتظار ,چشم به راه ,
بازدید : 42
[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 14:45 ] [ نویسنده : سینا ] | نظرات ()
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
این نظر توسط چشمه سار در تاریخ 1394/8/26 و 16:57 دقیقه ارسال شده است


با سلام
مطلب وبلاگ شما در وبلاگستان سايت تحليلي خبري چشمه سار خوانسار و سايت جامعه وبلاگ نويسان استان اصفهان حرف ما درج شد.

هم چنان متتظر مطالب بروز و مفيد شما هستيم.

طوبي لک




.: Weblog Themes By SlideTheme :.